کارشناسان معتقدند گرایش دختران به سیگار پدیدهای تکعاملی نیست و مجموعهای از عوامل روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی در آن نقش دارد. از میان رفتن قبح اجتماعی سیگار کشیدن برای زنان، تأثیرپذیری از محیط اطراف و همسالان، فشار روانی ناشی از مشکلات خانوادگی و اقتصادی، و حتی نگاه به سیگار بهعنوان یک «ژست» مدرن از جمله دلایل اصلی هستند. برخی دختران نیز سیگار را راهی برای کاهش استرس، فرار از احساس تنهایی یا برابری با جنس مخالف میدانند. در کنار این موارد، دسترسی آسان به سیگار و فروش آن در دکههای روزنامهفروشی و برخی مغازهها بدون نظارت کافی، این معضل را تشدید کرده است.
همچنین فضای مجازی و تبلیغات غیررسمی، تصویری جذاب و بیخطر از مصرف سیگار ارائه میدهند و باعث عادیسازی آن میشوند. کمبود مهارتهای زندگی، عزت نفس پایین، الگوهای ناکارآمد خانوادگی و فقدان حمایت عاطفی نیز دختران را در برابر فشار همسالان آسیبپذیرتر میکند. در چنین شرایطی، سیگار برای بخشی از دختران نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه پناهگاهی موقت برای فرار از تنشها و احساس بیپناهی است.
نکته مهم این است که پیشگیری از این آسیب، تنها با توصیه اخلاقی یا سرزنش فردی ممکن نیست. باید هم به آموزش مهارت «نه گفتن» و مدیریت استرس توجه کرد و هم دسترسی به دخانیات را محدودتر ساخت. خانوادهها نیز باید فضایی امن برای گفتوگو فراهم کنند تا دختران به جای پناه بردن به سیگار، راههای سالمتری برای بیان نیازها و کاهش فشار روانی بیاموزند. مدرسه، رسانه و نهادهای اجتماعی نیز میتوانند با ارائه تصویری واقعی از پیامدهای مصرف سیگار و تقویت حمایتهای عاطفی، نقش مؤثرتری در پیشگیری ایفا کنند.
درمان و حمایت روانی از مصرفکنندگان نیز باید بدون برچسبزنی و با نگاه توانمندسازی انجام شود. دخترانی که به سیگار روی میآورند، بیش از آنکه نیازمند سرزنش باشند، به شنیده شدن، حمایت و آموزش مهارتهای جایگزین نیاز دارند. تنها با نگاهی چندبعدی و همکاری خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای نظارتی میتوان از عادیسازی مصرف سیگار در میان دختران پیشگیری کرد و فضایی سالمتر برای رشد آنان فراهم ساخت.